فرهنگی

عرض ارادت شاعران پارسی زبان به شهید قاسم سلیمانی/ مُلک او دل ما بود، این نگین سلیمانی‌ست

عرض ارادت شاعران پارسی زبان به شهید قاسم سلیمانی/ مُلک او دل ما بود، این نگین سلیمانی‌ست

چهارمین نشست شاعران پارسی‌زبان«ضیافت همزبانی» ویژه گرامیداشت یاد و خاطره شهید سردار قاسم سلیمانی با عنوان «سردار مقاومت» ذز خبرگزاری تسنیم برگزار شد.

عرض ارادت شاعران پارسی زبان به شهید قاسم سلیمانی/ مُلک او دل ما بود، این نگین سلیمانی‌ست – اخبار فرهنگی –

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، چهارمین نشست شاعران پارسی‌زبان«ضیافت همزبانی» ویژه گرامیداشت یاد و خاطره شهید سردار قاسم سلیمانی با عنوان «سردار مقاومت» به‌همت مؤسسه شاعران پارسی‌زبان ، با مشارکت خبرگزاری تسنیم و کانون شعر و ادب خادمیاران رضوی برگزار شد.

این مراسم معنوى که در محل خبرگزارى تسنیم با حضور و شعرخوانى اساتید و شاعران کشورمان از جمله حسین اسرافیلى،رضا اسماعیلى،عبدالرحیم سعیدى راد،محمدمهدى عبدالهى،على داودى،محمدرضا وحیدزاده،نغمه مستشارنظامى،سمانه خلف زاده و …برگزار شد.

سردار قاسم سلیمانی , شعر آیینی , حضرت زینب (س) ,

در ادامه متن اشعار قرائت شده در شب شعر سردار مقاومت را با هم مى‌خوانیم:

سردار قاسم سلیمانی , شعر آیینی , حضرت زینب (س) ,

در ابتدای این نشست حسین اسرافیلی شاعر پیشکسوت کشورمان سروده‌ای را تقدیم به شهید سلیمانی کرد:

برپنجه شیر،گرچه زخمی زده اند
این بیشه زخمدیده،غرنده تر است
برآیینه هرچندکه سنگی آمدد
آیینه اگرشکست،برنده تراست

تیغی که بدست توجلایافته است
درپنجه اقتدار،خواهدچرخید
این پرچم عیرتى که افراشته ای
درپهنه روزگار،خواهدچرخید

سرداربزرگ عرصه خون ونبرد
بانام تو،نبض میزند ،میدانها
گسترده به زیرگام تو،چون مخمل
دامان دماوندودل تفتانها

نام توصلابت است وغیرت،سردار
آوازه تو،به کهکشانهاجاری ست
هرچندکه پشت ابرها،پنهانی
پیدایی تو،به عمق جانها،پیداست

درحیرتم ازخاک،چگونه،آیا
این پهنه آسمان،درآن خواهدخفت
بعدازتو،تمام حنجرققنوسان
ازآتش وشعله ها،سخن خواهدگفت

بازابن زیاد لشگر آراسته است
درعلقمه بانگ طبل وغوغابرپاست،
دست توکه افتاد به پای عهدت
درخیمه جان،دوباره شیون برخاست

سردار قاسم سلیمانی , شعر آیینی , حضرت زینب (س) ,

رضا اسماعلی شاعر و پژوهشگر ادبی کشورمان هم شعری را در وصف این شهید بزرگوار قرائت کرد:

ما بر چکاد خوف و خطر ایستاده ایم

با زخم و داغ و خون جگر ایستاده ایم

در فتنه خیز حادثه ها قد کشیده ایم
در روشنان صبح ظفر ایستاده ایم

تا بشکفیم از نفحات سپیده دم
در مقدم نسیم سحر ایستاده ایم

با نشر نور، رونق شب را شکسته ایم
آماده تا ظهور سحر ایستاده ایم

تا در زمین دوباره ببالد غرور سرو
با آرزوی مرگ تبر ایستاده ایم

بیعت نموده فطرت ما با امام عشق
با «یا علی»، مقابل شر ایستاده ایم

ما شهره ایم در همه عالم به عاشقی
با داغ عشق، شعله به سر ایستاده ایم

«هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق»
ما عاشقیم و زنده ، اگر ایستاده ایم

سردار قاسم سلیمانی , شعر آیینی , حضرت زینب (س) ,

در ادامه این مراسم علی داوودی هم به شعرخوانی پرداخت:

چرا و چرا و چرا می کشند
که ما را به جرم صدا می کشند

اگر با حسینی شهیدی یقین
ترا باز در کربلا می‌کشند
*
اگر چه به اصرار و انکارشان
ترا بارها بارها می‌کشند

نمی‌میری اما تو ای زندگی
اگر مرده‌‌دلها تو را می‌کشند

هوای نفس‌های مایی هنوز
اگر چه ترا بی‌هوا می کشند

ولی بذر خورشیدها خون توست
چه باکی اگر شعله را می‌کشند

*
شکستیم و آغاز روییدنیم
که ما را برای بقا می‌کشند

شهادت چه جانی به ما داده است
که ما زنده هستیم تا می‌کشند

سردار قاسم سلیمانی , شعر آیینی , حضرت زینب (س) ,

نغمه مستشار نظامی شاعری دیگری بود که سروده‌ای تقدیم به شهید سلیمانی کرد:

اگر چه پیش چشمت بود فرزندان دلبندی
خدا می خواست تنها با غم عشقش بپیوندی

تو اقیانوس آرامی که در دل موجها داری
تو باغ لاله ای در دامن پاک دماوندی

نگاه آخرت سمت شب طوفان و آتش بود
چه چشم انداز زیبایی،چه پایان خوش آیندی

نگاهی کردی و گفتی(شبت خوش باد من رفتم)
به یادم باش در محشر به نام آبرومندی

چه خواندی در قنوت آخرینت در نماز شب
که با شوق ملاقات شهیدان رخت می بندی؟

چه عکسی روبروی بارگاه حضرت زینب
چه لبخندی،چه لبخندی،چه لبخندی،چه لبخندی!

سردار قاسم سلیمانی , شعر آیینی , حضرت زینب (س) ,

در ادامه محمدرضا وحیدزاده دو غزل را تقدیم به شهید سلیمانی کرد و حال و هوای گرمی را به این بخشید:

تو از دیار شهودی، تو از تبار شهیدان
نه، خود یلی ز یلانی و از شمار شهیدان

گداخت از دم گرمت دوباره غیرت این قوم
که پرچم تو بلند است به اعتبار شهیدان

نشسته بر دل تنگت هزار داغ پیاپی
نشسته‌ای و شکسته دلت کنار شهیدان

به دست باد سپردی، هزار لالۀ پرپر
هزار غنچه دمید و شدی هَزار شهیدان

تو ایستاده‌ای اما هنوز راسخ و نستوه
به انتظار سواری، به انتظار شهیدان

سلام ما به تو سردار، تو ای تو مالک و مختار
شده است مقتدر این خاک ز اقتدار شهیدان

به هر دکان که رسیدم، نداشت جز خبر از مرگ
که نیست زیستن الّا در انحصار شهیدان

در این کویر عطش‌بار، غریب‌وادیِ تب‌دار
خوشا دلی که نشسته است به سایه‌سار شهیدان

الا هرآنکه شنیدی همین چکامۀ ناچیز
ز جای خویش به پا خیز به افتخار شهیدان

*****

شد شهید اگر سردار، انتقام می‌گیریم
تیغ کینه را بردار، انتقام می‌گیریم

دیده‌ای پر از اشک و دیده‌ای پر از خون است
پای بر زمین بفشار انتقام می‌گیریم

گرچه شد قلم دستش یا که ارباً اربا شد
با سپاهی از مختار انتقام می‌گیریم

وسعت زمین صحن دادخواهی ما باد
مثل ابر آتش‌بار انتقام می‌گیریم

ملک او دل ما بود، این نگین سلیمانی‌ست
دیو و دد دمی زنهار انتقام می‌گیریم

گرچه مرگِ در بستر شان شیرمردان نیست
آی گلهء کفتار! انتقام می‌گیریم

سر کنید بعد از این عمر خویش را با ترس
بی‌مجال و بی‌هشدار انتقام می‌گیریم

کم ندیده داغ این قوم، خورده زخم‌ها، ‌اما
سهم‌گین‌تر از هر بار انتقام می‌گیریم

بر زمین نمی‌ماند بیرق علمدارت
رهبرم تو دل خوش دار انتقام می‌گیریم

رفته‌‌است با مهدی جمعه‌ای بیاید باز
با امید آن دیدار انتقام می‌گیریم

سردار قاسم سلیمانی , شعر آیینی , حضرت زینب (س) ,

عبدالرحیم سعیدی راد شاعر دیگری بود که به شعرخوانی پرداخت

مرحبا شیر مرد کرمانی
مرحبا قاسم سلیمانی

مردی از نسل ذوالفقار علی
با خروشی همیشه طوفانی

مالک اشتر است بی تردید
عزّت شیعه در مسلمانی

مثل عمار مانده در میدان
یاور سید خراسانی

شیرمردی همیشه آماده
تا کند جان خویش قربانی
مردی از جنس همت و صیاد
کاظمی، باکری و تهرانی

مردی از نسل پاک خرّازی
با نگاهی دقیق و چمرانی

سوریه یا عراق یا لبنان
مقصدش جلوه گاه انسانی

پهلوانی همیشه توفنده
در نگاهش غرور ایرانی

در رکابش چه خوب می جنگند
شیعیان سپاه افغانی

مثل عباس می رود محکم
تا کند از حرم نگهبانی

همرکابش مدافعان حرم
همقطارش بلند پیشانی

از همین رو، سپاه تکفیری
در هراس اند و در پریشانی

داعش اما برای او دارد
دائما نقشه های شیطانی

او ولی در سکوت می رزمد
چون پلنگان بیشه پنهانی

از حلب تا دیاله و کرکوک
رد پاهای اوست نورانی

این یل قهرمان و رزمنده
این چنین است و آنچه می دانی

سردار قاسم سلیمانی , شعر آیینی , حضرت زینب (س) ,

محمدمهدی عبداللهی شاعری دیگری بود که پشت تریبون آمد و سروده‌ای را در وصف شهید سلیمانی قرائت کرد:

سردار عزیز، درد یاران این است
داغ تو براى رهبرى سنگین است
پرواز تو آدینه دلتنگى شد
تا روز ظهور، جمعه ها غمگین است

****
از عطر ولایت على سرمستیم
دنباله روِ پبر جماران هستیم
ما را بکشید، زنده تر مى گردیم
هستیم بر آن عهد که با جان بستیم
***

دریا سلام، یاد تو از دل نمی‌رود
کشتى به خون نشسته به ساحل نمی‌رود

باید کبوتران حرم، نوحه سر کنند
اندوه بى کران تو از دل نمی‌رود

اى محمل تمام غزل‌های عاشقى!
این ناقه در مسیر تو در گل نمی‌رود

در دجله جنون تو، مأوا گرفته است
دیگر فرات سمت مقابل نمی‌رود

ای آن که بربلند تماشا نشسته‌ای
این دور، یک نفس سوی باطل نمی‌رود

در مُلک بى نظیرِ سلیمان، به وقت شام
جز مرد عشق، سوى مقاتل نمى‌رود

سردار عشق، شوق شهادت مبارکت
آن کس که نیست عارف واصل، نمی‌رود!

برعرش واشده است تمام دریچه‌ها
جز راه عشق، راه به منزل نمی‌رود

سردار قاسم سلیمانی , شعر آیینی , حضرت زینب (س) ,

در ادامه این مراسم که با حضور فضه‌سادات حسینی همراه بود شاعرانی همچون علی اکبر فرهنگیان، سمانه خلف زاده، الهام نجمی، سمانه رحیمی، اسماعیل شبرنگ، سارا جلوداریان و… به شعرخوانی پرداختند.

سروده‌هایی در فراق سردار سلیمانی: خط خون نقطه پایان سلیمانی نیست / بهراسید که این اولِ بسم اللّه است…

در ادامه گزارش تصویری این مراسم را می‌بینید:

انتهای پیام/

لینک منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

دکمه بازگشت به بالا
بستن