دیگر رسانه هافرهنگی

شناخت هاینریش بِل از عقاید یک دلقک تا آبروی از دست رفته کاترینابلوم

هاینریش بل رمان عقاید یک دلقک را در سال ۱۹۶۳ به چاپ رساند، رمانی سرشار از آشفتگی ها و پریشانی جذاب که خواننده قدرت زمین گذاشتن آن را ندارد!

در سال ۱۹۷۲، وویکش یاسینی کارگردانی از جمهوری چک فیلمی نیز بر اساس همین رمان ساخت و هاینریش در سال ۱۹۷۲ برای عقاید یک دلقک جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کرد.

داستان عقاید یک دلقک درباره مردی دلقک به نام شنیر است، همسر شنیر او را ترک کرده است و همین دلیل افسردگی او شده است.شما تصور کنید دلقکی را که افسرده است و چه پریشانی هایی در خود دارد! دلقکی که از درون حال خوبی ندارد اما به واسطه شغل اش باید بقییه را بخنداند!

شنیر برای افسردگی اش روی به مشروب خوردن می آورد و در همین ما بین در یکی از اجراهایش دچار مشکل می شود و مجبور می شود به شهر زادگاه اش باز گردد.

پس از بازگشت که دیگر پولی نداشت و کاری نمیتوانست پیدا کند؛ شروع به زنگ زدن به آشنا هایش کرد و در همین مابین اتفاقات داستان شکل می گیرد و او از خاطرات همین داستان ها روایت می کند.

شنیر، دلقک داستان چنان غصه ها، شادی ها، امیدها را پشت نقابی مخفی میکند و تعریف می کند که لمس آنها بسیار دلنشین و حتی گاها دردناک خواهد بود.

در جایی از کتاب گفته است که: “تصمیم گرفته ام دیگر درباره پول و هنر صحبت نکنم؛ هنگامیکه این دو مقوله با هم برخورد میکنند یکی از آنها دچار مشکل می شود، همیشه هنر آن چیزی که شایسته آن است را دریافت نمی کند، یا بیشتر از آن نصیبش می شود.”

شناخت هاینریش بِل از عقاید یک دلقک تا آبروی از دست رفته کاترینابلوم

در جای دیگری نیز آمده است: “تنها یک درمان موقتی وجود دارد و آن الکل است؛ یک درمان قطعی و همیشگی میتواند وجود داشته باشد و آن ماری است؛ ماری مرا ترک کرده است و دیگر برنمیگردد ؛ حالا هم دلقکی که به می خوارگی بیفتد زودتر از یک شیروانی سازمست سقوط می کند.”

در این نقل قول ها از داستان میتوان به راحتی حس تنهایی دلقک را درک کرد و با او همراه شد.عقاید یک دلقک میتواند کتابی برای زمان هایی که احساس افسردگی به سراغمان می آید باشد و یا حتی میتواند برای روز های خوب باشد؛ زیرا که سرشار از حس های مختلف است.

کتاب دیگری از هاینریش بل که محبوبیت بسیاری دارد آبروی از دست رفته کاترینا بلوم است که به آن نیز مختصری خواهیم پرداخت.

آبروی از دست رفته کاترینا بلوم

هاینریش بل کتاب 《 آبروی از دست رفته کاترینا بلوم 》 را در سال ۱۹۷۴ نوشت و چاپ کرد. هاینریش بِل به صورت کلی باور داشت رسانه های اجتماعی تاثیرات مخرب و منفی بر روی انسان ها و اتفاقات و رفتار هایشان دارند؛ با توجه به همین تفکر او میتوان کتاب آبروی از دست رفته کاترینا بلوم را به راحتی تفسیر کرد.

داستان زنی خدمتکار که به صورت اتفاقی شبی را با مردی می گذراند و پس از آن متوجه می شود که آن مرد به فعالیت های تروریستی متهم بوده است و به همین دلیل تحت بازجویی پلیس قرار می گیرد، با اینکه او بی ربط به ماجرا شناخته و بی گناه بودنش اثبات میشود؛ اما در همین ما بین بازجویی ها رسانه های مختلف و روزنامه ها اقدام به انتشار زندگی شخصی او می کنند و همین موضوع باعث می شود او آسیب ببیند و زندگی شخصی اش دچار اختلال شدید شود.

آبروی از دست رفته کاترینا بلوم به شکل زیبایی مشکلات بوجود آمده از شایعات و رسانه های زرد را نشان می دهد و اگر به صورت واقع بینانه نگاه کنیم شایعات در بسیاری از موقعیت ها آسیب های بسیار زیاد روحی و روانی را برای شخص مورد انتقاد قرار گرفته به همراه خواهد داشت و جنبه های مختلفی از زندگی اش را در خطر قرار می دهد.

در مقالات مختلفی نسبت به این اثر هاینریش بل انتقادات مختلفی نوشته شد و نقد های بسیاری دریافت کرد. پس از مرگ او نیز روزنامه های آلمان او را نبخشیدند و نوشتند: “مرد خوبی بود اما به اعتبار ادبی خود لطمه زد.”

این کتاب توسط انتشارات نیلوفر در سال ۱۳۸۳ به دست حسن نقره جی ترجمه شد و قابل تهیه است.

اثار هاینریش بل

تعدادی از اثر های هاینریش بل که برخی از آنها در نشر نیلوفر به چاپ رسیده است

  • قطار به موقع رسید
  • سیمای زنی در میان جمع
  • از وقتی که جنگ در گرفت تا وقتی که جنگ تمام شد
  • نان سال های جوانی
  • بیلیارد در ساعت نه و نیم
  • شبکه امنیتی
  • برخیز عشق من برخیز
  • آدم کجا بودی؟
  • قطار سر وقت
  • فرشته سکوت کرد

هانریش بل در دوران جنگ جهانی دوم در جنگ حضور داشت و سرباز بود، میتوان گفت که همین امر سبب تشکیل شدن طرز و نحوه دیدن دنیا از دید او شده است. دیدگاهی که باعث شده است که مردم را بهتر درک کند و زندگی آنها را نزدیک به خود بداند.

شناخت هاینریش بِل از عقاید یک دلقک تا آبروی از دست رفته کاترینابلوم

نویسنده ای که نوشته هایش از درد مردمان جامعه است و حس آنها را درک میکند میتواند اثرهای بسیار قابل لمسی را بوجود بیاورد.

هاینریش بُل عاشق مردمان ساده و بی‌غل‌وغش است و قهرمانان داستان‌های او درماندگان و شکست‌خوردگانند، اما بُل آنها را شکست‌خورده نمی‌داند و نشان می‌دهد که حرص به کسب مال و مقام، وقتی که انسان می‌تواند علی‌رغم دشواری‌ها تا به آخر انسان باقی بماند، واقعاً در خور استهزاست؛ و هاینریش بُل کسی است که تا به آخر انسان باقی می‌ماند.[

  1. ۱ هاینریش بُل، سیمای زنی در میان جمع، برگردان مرتضی کلانتریان، پیشگفتار، صفحات ۸ و ۹.
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

دکمه بازگشت به بالا